زندگی در شرایط تعلیق

زندگی زیر حکم تعلیق گاهی دشوارتر است از تحمل مجازاتی که اجرای آن به تعلیق افتاده است. این را همه ی کسانی که در جهان زیر حکم تعلیق زیسته اند می دانند . اما شاید یکی از نادره رویداد هاست که ملتی زیر حکم تعلیق پرپر می زند و با احساس نا امنی روزگار می گذراند و نمی داند چگونه برای خود تصمیم بگیرد و چگونه زندگی کند تا حکم تعلیقی که در باره اش صادر شده به اجرا گذاشته نشود . شاید توقع آن بخش از جامعه ی جهانی که تحریم را به اجرا گذاشته اند این است که ملت ایران به خیابان ها بریزند و ” مرگ بر جمهوری اسلامی ” بگویند و زیر سرکوب آتشین ، رژیم سرنگون کنند و در عوض اشد مجازات که حمله ی نظامی است و فعلا تعلیقی است شامل حالشان نشود .
ملت ایران از آن روز که سیاست هسته ای به صورت آشتی ناپذیری در دستور کار دولت متبوعش قرار گرفته تبدیل شده به یک محکوم به مجازات تعلیقی و زندگی در تعلیق را سپری کرده و می کند . محکوم به مجازات تعلیقی فردی است که در پرونده ای محکوم به تحمل مجازات شده و مجازات را در باره اش به اجرا نمی گذارند ، ولی آن را بالای سرش نگاه می دارند تا چنانچه جرمی نظیر آن چه پیش تر مرتکب شده ، باری دیگر مرتکب بشود ، مجازات تعلیق شده را در باره اش به اجرا بگذارند به علاوه ی مجازات دیگری که برای اقدام اخیرش تعیین می شود .
پیاپی در خبرها می آید که ” حمله ی نظامی روی میز است ” . دولت ها و مقاماتی که این را می گویند دوست دارند در فرمایشات خود حساب دولت ایران را از شهروندان ایرانی جدا کنند . اصرار دارند به اجرای مجازات در حق ایران و می خواهند به آن صورت منصفانه بدهند . گاهی ملت را بر سر دوراهی هولناکی بلاتکلیف رها می کنند ، فقط با یک حق انتخاب : ” یا اقدام به سرنگونی رژیم ، یا حمله ی نظامی ” . غافل یا آگاه از این که دولت ایران ، این ملت را مچاله کرده است . توش و توانی ندارد برای چون و چرا . دولت ایران با اصول پذیرفته شده ی جهانی در تقابل است . حرکاتش آشکارا استعماری است و در منطقه تحریک کننده است . استعمارگری است که بلد نیست خانه ی خود یعنی کشور ایران را مدیریت کند . استعمارگری است تشنه ی قدرت که فقط ثروت ملی را به باد می دهد و بلوف می زند . چیزی نمی گیرد . فقط بذل و بخشش می کند . به دیوانه می ماند . عاشق قدرت نمائی است . در چارچوب سرکوب و فشار اقتصادی و سخت گرفتن به مردم با هزینه ی گزاف ، خود را سر پا نگاهداشته و مردم را در شرایط دشوار تعلیق تنها گذاشته است . برخلاف دیگر استعمارگران ، اتباعش از برنامه های رفاهی و اقتصادی محروم مانده اند . از دولت استعمار گر خود طرفی نمی بندند ، فقط تن لرزه نصیب شان شده است . دولت از جاهائی که به آن جاها سربازانش را روانه می کند ، نفت و پول و معدن و طلا نمی آورد . برعکس همه ی این ها را از کشور می برد آن سوی مرزها و خرج دیگران می کند . به درستی که یک ” استعمارگر وارونه ” است . همیشه می دانستیم ، ولی یک مثال زنده اش اخیرا به صورت رسمی علنی شد . سردار جعفری فرمانده ی کل سپاه پاسداران صاف و پوست کنده گفت سپاه قدس در سوریه در کار است و از جنایت پیشگیری می کند . وی تاکید کرد که حضور سپاه قدس در سوریه نظامی نیست . این اعلام ، ملتی را که در تعلیق زندگی می کند و ضربات قلبش تابعی شده از متغیر ارز و سکه ، ممکن است از شدت التهاب تب به مرگی جنون آمیز نزدیک کند . به رویاروئی با حکومتی که در کشور خود می کشد و مدعی است به دیگر کشورها نیروی نظامی می فرستد تا مردم در آن کشورها کشته نشوند !
چرا سردار در این زمان حساس این چنین پیام پر حادثه ای را به جهان مخابره کرد ؟ آیا نمی داند اگر تا کنون کم نبودند افراد و دولت هائی در جهان که حضور رسمی و نظامی سپاه در ایران را باور نمی کردند یا نمی خواستند باور کنند ، با این اعلام در داوری ها و سیاست های خود نسبت به ایران تجدید نظر می کنند ؟ آیا اسرار مهمی از مداخله ی ایران در تشدید بحران های منطقه لو رفته و سیاستگزاری کلان ترجیح داده خود پیش از افشاگران ، اسرار را با الفاظ مورد نظر خود فاش کند ؟ آیا دولت هائی که تا کنون با رای ممتنع و با سیاست هائی نا هماهنگ با غرب ، ایران را داوری می کردند از این ببعد همان خواهند کرد یا راهی دیگر پیش می گیرند . اساسا آنها در شرایط کنونی چاره ای جز نزدیک شدن به غرب در مقوله ی ایران پیش رو دارند ؟ بی شک سردار جعفری این همه را بیش از ما که شاید دستی از دور بر آتش داریم می داند و شاید اگر نمی داند مورد مثالی است از مردان جمهوری اسلامی که گونه ای دیگر از انسان را در جهان سیاست نمایندگی می کنند . انسانی که ظاهرا خود را ضد استعمار و ضد استثمار معرفی می کند و برای آن که د می هم که شده نمایش قدرت استعماری بدهد به هزینه ی مردم ، ملت خود را که در اسارت دارد بیش از پیش به خطر می اندازد و شگفت آن که سود و منفعتی هم در دراز مدت حتا دست خودش را نمی گیرد .